تبليغاتX

انس ابن مالک می گويد به سلمان گفتم  که بپرس از رسول خدا که وصيش چه کسی است ؟ سلمان از رسول خدا پرسيد ، يا رسول الله وصی شما  کيست ؟ حضرت فرمودند : يا سلمان ، آيا مى ‏دانى وصىّ حضرت موسى چه كسى بود؟ عرض كردم : يوشع بن نون، رسول خدا فرمود : پس همانا وصی  و وارث من كه دين مرا ادا می کند وعده مرا تحقق مى ‏بخشد على بن ابى طالب (عليه السلام ) است. فضائل الصحابه ، من فضائل علي عليه السلام من حديث أبي بكر بن مالك عن شيوخه غير عبد الله ، حديث  1016

ابوتراب
غلامى از قبيله قيس با مولاى خود به نزد عثمان رفتند، غلام اظهار داشت كه مولايش با زدن ضربه شديدى چشم او را كور كرده ولى ساختمان چشم سالم است ، مولا به غلام مى گفت : ديه چشمت را به تو مى دهم از قصاص صرفنظر كن .
غلام از گرفتن ديه ابا داشت و تنها خواسته اش قصاص بود.
عثمان در حكم قضيه درمانده گرديد، از اين رو آنان را به نزد حضرت امير عليه السلام برد و از آن حضرت تقاضاى داورى كرد. مولا يك ديه كامل به غلام تسليم نمود تا از قصاص ‍ درگذرد.
غلام نپذيرفت ، مولا حاضر شد دو ديه بپردازد ولى باز هم غلام امتناع داشت
و جز به قصاص راضى نبود. در اين موقع اميرالمومنين عليه السلام به منظور قصاص گرفتن از مولا، آيينه اى طلبيده آن را داغ نمود و آنگاه مقدارى پنبه خواست و آن را خيس كرد و بر اطراف چشم او روى پلكها گذاشت و چشم را در مقابل آفتاب نگهداشت و به وى فرمود:
 در آيينه نگاه كن و چون قدرى نگاه كرد كور شد، بدون اين كه آسيبى به ساختمان چشمش وارد شود.
فروع كافى ، ج 7، ص 319، حديث 1

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/02/05ساعت 16:18  توسط خاک پای علی  |